تبليغاتX
گفته ها و ناگفته ها
گفته ها و ناگفته ها
قالبهای وبلاگ تماس آرشیو صفحه نخست
  آداب ورسوم عروسي در كشورهاي مختلف     یکشنبه 25 فروردین1387-8:18-مهناز کوره پز   

  • در كره جنوبي دختري كه عروس مي شود در 24 ساعت اول زندگي اش بايد ساكت وخاموش بنشيند واز جاي خود تكان نخورد ،حتي حق ندارد يك كلمه با شوهرش صحبت كند ،زيرا در آن صورت ،بلافاصله او را به خانه پدرش روانه مي كنند .
  • در جزاير قناري ،پسري كه نامزد شده است ،در دوران نامزدي ،تحت هيچ شرايطي اجازه ندارد صورت همسر آينده خود وحتي عكس او را ببيند ،فقط اجازه دارد دزدانه از روزنه اتاق به صداي نامزدش گوش بدهد .
  • در كشور باستاني چين ،حتماً بايد پير زنان عروس خانم ها را به خانه شوهرانشان ببرند ودر مركب عروس خانم حرام است زن جوان وبدون شوهر حضور داشته باشد .فلسفه اين سنت آن است تا زيباي وطراوت عروس خانم ها در مقايسه زشتي پيرزنان ،بيشتر به چشم بيايد وضمناً عروس خانم ها هم متوجه شوند كه روزي تبديل به يك عجوزه خواهند شد .
  • در سوماترا ،اگر زني به هر دليلي شوهر خود را از دست بدهد بايد يك پرچم بالاي سر در خانه خود بياويزد وتا پارچه آن نپوسيده وكاملاً از بين نرود ،اجازه شوهر كردن ندارد والبته خانواده شوهرش نيز نظارت مي كنند كه عروس سابقشان از پارچه پوسيده ويا نامرغوب استفاده نكند .
  • در شهر رودس ايتاليا بر در حجله عروس ها صليبي از عسل نصب مي كنند كه علامت شيريني اخلاق واطوار عروس است .عروس از اين طريق مي آموزد كه چگونه بايد زندگي مشترك را مثل عسل براي شورش شيرين نگه دارد .
  • در هند اين كشور هفتاد ودو ملت ،آداب ورسوم فراواني براي عروس وجود دارد .يكي از جالب ترين آنها اين است كه عروس بايد به عنوان جهيزيه سرمايه اي براي شوهرش به همراه بياورد به اين دليل ،غالباُ دختران تهي دست ،از شانس ازدواج كردن محرومند .
  • در هر ناحيه اي از ايران .رسمي متفاوت وجود دارد ومتاسفانه مدت هاست كه سنگ اندازي خانواده عروس خانم ها بر سر راه دامادها آنان را از ازدواج كردن بر حذر داشته است وهمين امر از همان ابتدا ،بناي اختلافات آينده را پايه گذاري مي كند .

لینک به نوشته  |   
 
  مرگ‌هاي باورنكردني     سه شنبه 6 فروردین1387-19:47-مهناز کوره پز   

Ø      از قديم و نديم گفته‌اند، مرگ حق است و پيمانه هر كس زماني كه پر شود، ديگر چاره‌اي جز رفتن ندارد. ولي چگونه مردن اهميت خاص خودش را دارد. بعضي‌ها خيلي عادي و با آمادگي ذهني كامل اطرافيان از دنيا مي‌‌روند و بعضي ديگر خيلي   غيرمنتظره و اتفاقي مي‌‌ميرند. در اين جا به برخي از مرگ‌هاي غيرمنتظره و باورنكردني اشاره مي‌‌كنيم:

Ø      مـرده پيـــروز:  «فرانـك هايس» معروف به «جاكي» يك اسب‌سوار معروف كه در مسابقات اسب‌سواري مختلفي شركت كرده بود. او در آخرين مسابقه خود دچار حمله قلبي شد و روي اسب از دنيا رفت ولي اسب همچنان به دويدن ادامه داد و «هايس» را اولين «مرده پيروز» ميدان اسب‌سواري كرد.(1953

Ø      همكلاسي خوشمزه: يك زن 25 ساله هلندي به نام «رنه هارت ولت» كه در شهر پاريس مشغول به تحصيل بود با يكي از همكلاسي‌هاي ژاپني خود به نام «ايزي ساگاوا» دوست شد.مدتي بعد «ايزي»، «رنه» را براي شام به منزل خود دعوت كرد. وقتي «رنه» دعوت «ايزي» را پذيرفت، هرگز تصورش را نمي‌‌كرد كه شام آن شب خود او خواهد بود. ايزي در خونسردي كامل رنه را كشت و گوشت بدنش را براي شام پخت و خورد. او مدتي بعد دستگير شد ولي به دليل نامساعد بودن وضعيت جسماني در دادگاه حضور نيافت و كمي بعد به كشورش ژاپن فرستاده شد. او پانزده ماه بعد، از زندان ژاپن آزاد شد!(1981

Ø      خبر خوش همسر: « فرانسيس فيبر» برنده لوكزامبورگي مسابقه دوچرخه‌سواري «توردو فرانس» در زمان جنگ جهاني اول در اثر شنيدن يك خبر خوش جان خود را از دست داد. در آن زمان او درون سنگر نشسته بود كه همسرش با بيسيم به او خبر داد دخترشان به دنيا آمده است. فرانسيس از شنيدن اين خبر آنچنان خوشحال شد كه به هوا پريد و در همان زمان مورد اصابت گلوله يك سرباز آلماني قرار گرفت و مرد.(1915)

Ø      شاهزاده‌اي كه خانواده‌اش را دوست نداشت: روز اول ماه ژوئن، شاهزاده «دينپدرا» وليعهد كشور نپال از برنامه ازدواجي كه خانواده براي او ترتيب داده بودند، خشمگين شد و سر ميز شام تقريبا همه اعضاي خانواده را به گلوله بست در اين قتل عام پدر پادشاه او هم كشته شد ولي طبق قوانين و سنت نپال دينپدرا كه خودش هم به شدت زخمي شده بود، تاج پادشاهي را بر سرگذاشت و سه روز بعد از دنيا رفت.(2001

Ø      مرگ شعبده‌باز: «تامي كوپر» شعبده‌باز معروفي در كشور انگليس بود. او در حال اجراي يك برنامه روتين تلويزيوني بود كه از دنيا رفت. بيشتر تماشاگران و حاضران در استوديو تا مدتي فكر مي‌‌كردند اين هم بخشي از نمايش تامي كوپر شعبده‌باز است.(1984

Ø      نخست‌وزير، شنا بلد نيست: «هارولد هالت» نخست‌وزير وقت كشور استراليا در ساحل شهر ملبورن در حال شنا بود كه ناپديد شد و جسد او هرگز پيدا نشد.(1967

Ø      ملخ هلي‌كوپتر: «ويك مارو» هنرپيشه دهه هفتاد آمريكا در حال بازي در صحنه‌اي از فيلم «منطقه گرگ و ميش» بود. در اين صحنه او بايد به همراه دو هنرپيشه خردسال فيلم «ميكا دين‌له» و «رنه شين يي‌چن» سوار بر يك هلي‌كوپتر مي‌‌شدند ولي در برابر چشمان حيرت‌زده عوامل پشت صحنه، ملخ هلي‌كوپتر به او اصابت كرد و سرش را از بدن جدا كرد. در اين حادثه دو كودك هنرپيشه هم جان خود را از دست دادند.(1982

Ø      خلال‌دندان مرگ‌آور: «شرود اندرسون» نويسنده از همه جا بي‌‌خبر در يك مهماني شركت كرده بود. او پس از صرف غذا دندان‌‌هايش را با يك خلال دندان معمولي پاك مي‌‌كرد كه ناگهان خلال دندان به گلويش پريد و اندرسون در اثر عفونت ناشي از خلال دندان از دنيا رفت. (1941

Ø      هواپيماي جنگي و مرگ نوجوان: يك هواپيماي جنگنده ميگ 2300 كه در آسمان كشور بلژيك پرواز مي‌‌كرد، دچار مشكل شد. خلبان و دستيارش با چتر نجات از هواپيما پايين پريدند و جان خود را نجات دادند ولي هواپيما كه روي سيستم پرواز اتوماتيك تنظيم شده بود به پرواز خود ادامه داد و كمي جلوتر به زمين سقوط كرد. ولي نكته اينجاست كه اين هواپيماي خالي نزديك يك نوجوان بلژيكي از همه‌جا بي‌‌خبر افتاد. و منجر به مرگ او شد. (1989

Ø      خودكشي سياستمدارانه: «بود دوير» يك سياستمدار جمهوري‌خواه بود كه در يك مصاحبه تلويزيوني مطبوعاتي اقدام به خودكشي كرد. او كه متوجه شده بود به خاطر افشاي شركت او در يك توطئه سياسي محكوم به 55 سال حبس مي‌‌شود بلافاصله با يك هفت تير به خودش شليك كرد.(1987)

Ø      آپولو 1: سه فضانورد سفينه آپولو 1 سوار بر آن در حال انجام يك تمرين كوتاه‌مدت و ساده بودند كه ناگهان اين سفينه آتش گرفت و هر سه خدمه آن جان خود را از دست دادند.(1967

Ø      مسابقه اتومبيلراني: «جي‌جي پاري توماس» راننده اتومبيل‌هاي مسابقه در انگلستان بر اثر اصابت زنجير موتور اتومبيل خودش به شدت مجروح شد و در دم جان سپرد، او مي‌‌خواست ركورد سرعت قبلي خودش را بشكند ولي در اواسط راه زنجير موتور در رفت و مثل شلاق به پاي توماس خورد و باعث مرگ فوري او شد ولي پاي او همچنان روي پدال گاز ماند و اتومبيل به خط پايان رسيد. او در آن روز توانست با سرعت 171 مايل بر ساعت ركورد سال گذشته خودش را بشكند.(1927

Ø      ورود نامناسب: «اوون هارت» كشتي‌گير محبوب آمريكايي قرار بود آن شب در يك مسابقه نفس‌گير ملي برنده ميدان باشد ولي خبر نداشت كه اجل به او مهلت ورود به دايره طلايي را نخواهد داد. ازدحام جمعيت حاضر در استاديوم به حدي زياد بود كه دست‌اندركاران، بازيكنان را با استفاده از يك كابل از شيرواني استاديوم به وسط زمين مي‌‌فرستادند در آن شب هم اوون هارت در حال پايين آمدن با كابل بود كه از ارتفاع 23 متري به پايين سقوط كرد و جان خود را از دست داد.(1999


لینک به نوشته  |   
 
  بهاریه      دوشنبه 27 اسفند1386-9:13-مهناز کوره پز   

بهاریه

عيدتان باد مبارك .آشنايان عزيز ! مردم پر حوصله وفاضل ودانا كي طي سال گذشته ،كرم ولطف وصفاتان ،دلتان ،خانه وكاشانه تان ،مملو از الطاف خدا بود وخدا در همه جا هست واميد است كه رحمان رحيم ،حي ودود ، ايزد دانا بنوازد همه تان را به كرم .از پدر واز پسر ودختر وزنداني وهمشهري وهمسايه وغيره !بازهم فصل بهار است وطبيعت شده زيبا وپر نقش ونگار است قمري وبلبل وپروانه وهفت سين وبگوييد:خدايا!

اولا خيلي تورا شكر كه دادي تو به ما سال نو وعشق نو ورزق نو وپول نو وحال نوين .

ثانيا :تو را شكر !هزاران درجه شكر كه در سال گذشته وطن لاله نشان وخوش وسرسبز وعزيز همه مان را تو نگه داشتي از شر شياطين ،اعم از شرقي وغربي وشمالي وجنوبي وچپ وراست ومدرن وسكولا وليبرال وكرمت باعث آن شد كه بلاياي طبيعي وزميني وهوايي نرسيد بر زن وفرزند وعيال ونرساند وبه وطن هيچ گزندي .

اي خدا ،خالق دار فنا ،باعث گرديدن خورشيد  وزمين وزحل ومشتري وزهره وناهيد تويي ،مرحمتي كن توبه ما ،گوش چپ برخي از اين اهل سياست تو بگير وبنواز وبهشان حالي بفرما كه دوروزي كه نشستند براين مسند عالي نكنند جور وجفا ونزنند تيشه همي بر رگ وبر ريشه اين مردم مظلوم وبدانند كه دفتر ودستك ،همه چون آب روان است وبه سال گذر عمر ،برايشان وهمه بگذرد وكار جهان بر گذران است .

اي خدا جان ،جهان دريد قدرت وبا حكمت توست مرحمتي كن به كساني كه پي كسب حلالند ودر رنج وملالند وفقط اول برج شنگول وشاد وسرحالند وپس از دوم برج درنگ ونالند كه اينان ،به مثال دگران از همه الطاف ومواهب بشوند بهره ور وشاد بمانند وآزاد بمانند ودر خجلت بقال وزن وبچه وهمسايه ودوست سر كوچه نمانند كه خجلت ،صنمي سخت كريه است وسه فاز همه مخلوف تو را مي بپراند.

اي خدا ،مجلسيان ،دولتيان ،پرسخنان ،كم عملان ،حرف زنان ،جمله مديران وكساني كه به نوعي سربازي سياست ،وقت وعمر ودل ودست ومخ وهوش خودشان را همه مصروف نمايند به چالش تو از اين راه غلط ،بازبگردان وبر ان مسند انصاف ورعايت بنشان تا كه به كاري ،كه لازم تر از اين چالش ودرگيري وجنجال نمايد برسند وگره از كار فروبسته مخلوق تو بگشوده وخود نيز دمي كيف كنند از گذر عمر.

اي خدا ! مرحمتي كن تو به شهرداري ونظميه وكارخانه پيكان وپژو تا بتوانند به سان دگران در جهت پاكي وشافي اين شهر شلوغ ،جمله به كاري بزنند دست كه هم ذات  الهي شود شاد وهم مملكت آباد وهم شهر كمي راحت وآزاد وهم مردم اين شهر بزرگ راحت ودل شاد.

خدايا ! شده نوروز تو از سينه ما كينه مارابزدا ،روح وروان همه مان را تو بهاري بنما تا بتوانيم در اين مجموعه توطئه لشكر كفار ،هماهنگ ،هدفدار ،امدوار واز عشق وخلوص ودل روشن ،همه سرشار بمانيم مسلمان وديندار ،نباشيم خجالت زده وغم زده وزار..

خدايا ! در اين سال ودر اين مملكت خوب وعزيزي كه تو دادي ،به خرداد ،مه شور وحماسه ،دگربار ،چنان برهمه مان راست نما كار كه در سايه اين رهبر بيدار دهيم كار به دست يكي از اين همه افراد وفادار كه او نيز بماند وفادار مسلمان وديندار ودراه خميني علمدار..

سراپا رنج ودردم عيد نوروز                                 زدستت سكته كردم عيد نوروز

تو مي آيي ومن با اهل خانه                                  هميشه در نبردم عيد نوروز

تو همراه بهاري سبز هستي                                   من بيچاره زردم عيد نوروز

تو جز شرمندگي برمن چه داري                             كه با تو ياد گردم عيد نوروز

تو مي گويي كه مردي ،صبر بايد                            پشيمانم كه مردم عيد نوروز

نما لختي درنگي عيد نوروز                                  بيادورت بگردم عيد نوروز 

 

عيد ديدني

ميزبان :شما براي عيدديدني به خانه ما آمديد يا براي چيزي خوردن

مهمان در حال خوردن براي هر سه تا

ميزبان :سوميش ديگه چيه ؟

مهمان :عيدي گرفتن


لینک به نوشته  |