تبليغاتX
گفته ها و ناگفته ها
گفته ها و ناگفته ها
قالبهای وبلاگ تماس آرشیو صفحه نخست
  یا مهدی بیا که همه چشم انتظار توییم     سه شنبه 6 شهریور1386-8:56-مهناز کوره پز   

چه جمعه ها كه يك به يك ، غروب شد ، نيامدي 
چه بغض ها كه در گلو ، رسوب شد ، نيامدي
خليل آتشين سخن! تبر به دوش بت شكن!

خداي ما دوباره سنگ و چوب شد ، نيامدي 
براي ما كه خسته ايم و دل شكسته ايم ، نه!

ولي براي عده اي چه خوب شد ، نيامدي!
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام

دوباره صبح ، ظهر، نه! غروب شد ، نيامدي


لینک به نوشته  |   
 
  نظر یکی از خوانندگان(علیرضا)     یکشنبه 4 شهریور1386-21:47-مهناز کوره پز   
نیمۀ شعبان
شب و روز نیمۀ شعبان،شب و روزی است که براستی شأن و شرافت،قدر و منزلت،ارج و ارز،و نور و برکت بسیار فراوانی دارد،در این شب چند ویژگی ارجمند ـ که هر یک از آنها بسنده است تا سالک را وادارد که برای بزرگداشت این شب و روز از هیچ کوششی دریغ نورزد ـ دست به دست هم داده اند و این شب و روز را به اوج بسیار شکوهمندی از قدر و منزلت رسانده اند.

علیرضا از نظرت ممنونم ومن هم به نوبه خودم این ایام خجسته رو هم به تو وهم به تمام مردم ایران تبریک میگم .امیدوارم همیشه ایام به کامتان باشد.

تولد آقا امام زمان (عج) نقطه ای به سوی ظهور .بیایید باهم برای ظهورش دعا کنیم .یا حق


لینک به نوشته  |   
 
  نظر یکی از خوانندگان     پنجشنبه 1 شهریور1386-10:7-مهناز کوره پز   

بادها عطر خوش سيبِ تنش را بردند

زخمها لاله باغ بدنش را بردند

نيزه‏ها بر عطشش قهقهه سر مى‏دادند

خنده‏ها خطبه گرم دهنش را بردند

اين عطش يوسف معصوم كدامين مصر است

كه روى نيزه بوى پيرهنش را بردند

تا كه معلوم نگردد ز كجا مى‏آيد

اهل صحراى تجرّد كفنش را بردند

دشنه‏ها دوروبر پيكر او حلقه زدند

حلقه‏ها نقش عقيق يمنش را بردند

چهره‏ها يا همه زردند وَ يا نيلى رنگ

شعله‏ها سبزى رنگ چمنش را بردند

بت پرستان ز هراس تبر ابراهيم

جمع گشته تبر بت شكنش را بردند

بادها سينه زنان زودتر از خواهر او

تا مدينه خبر سوختنش را بردند

يوسف، آهسته بگوئيد نميرد يعقوب

گرگها زوزه كشان پيرهنش را بردند


..................... یا حسین (ع) یا ابوالفضل العباس(ع).....................


لینک به نوشته  |